خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
645
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
اگر طبعى مستقيم و ذوقى با سلامت باشد ، با توجه به آنچه گفته شد ، خواهد دانست كه در هر بابى چه سخنى مقتضى زينت و طراوت است و چه سخنى ضد آن مىباشد . بنابراين همين مقدار در اين باب كافى است . فصل دوم : نظم و ترتيب گفتارهاى خطابى هر سخنى كه براى ايضاح مطلوب ، بيان مىشود ، داراى دو جزء است : دعوى ، حجت . چنانكه گفتهايم ، تقديم دعوى بر حجت يا تأخير آن ، برحسب مصلحت ، مختلف است . اكثر گفتارهاى خطابى داراى : صدر ، اقتصاص ( قصهگويى ) و خاتمه است . صدر به مثابهء ، رسم و نشانى از غرض خطابه است ، چنانكه خطاط در آغاز خطاطى ، به وسيلهء نقطهاى نشانى مىكند ، يا نقاش با نى ، رنگى مىزند ، يا مؤذن گلوى خود را صاف مىكند و يا مغنّى ترنّمى مىنمايد . پس ، صدر سخن بايد تعريضى به مقصود و تلويح و اشارهاى به باقى اجزا داشته باشد . مثلا فتحنامهها به اين عبارت مصدّر است : الحمد لله معزّ اوليائه و قاهر اعدائه . يا اگر كسى را بخواهند مدح كنند ، در صدر آن مدح بايد تعظيم فضلا و اكرام علما كرده باشند . چنانكه تصدير شكايت نيز - مثلا - به اين سخنان است : دشمن دانا به از نادان دوست . بهطور كلى اگر صدر كلام مشتمل بر امثال ، احاديث و ابيات باشد ، پسنديده خواهد بود . بايد توجه داشت ، سخنانى كه به فال نيك گرفته نمىشوند ، يا سخنان قبيح و مكروه ، در تصدير ، نبايد ذكر شوند . بلكه بايد ابتداى سخن ، به كلامى خوش و فال نيكو و ذكر عاقبت خير باشد . زيرا اگر اولين تأثيرى كه كلام در نفس مىگذارد مقتضى نفرت باشد ، ممكن است آن نفرت تا آخر سخن ، مانع تصديق گردد و در نتيجه ، اقناعى پديد نيايد . در مشاورات بيشتر تصدير به كار مىرود ، زيرا تصدير مقتضى عظمت مطلوب است و بنابراين به امور بزرگ اولويت دارد ، و چنانكه گفتهايم ، امور عظام هم خاص مشاورات است . طولانى نمودن تصدير ، در نامههاى خطابى بدون اشكال است ، اما در سخنان ملفوظ و گفتارى ، بهتر است مقاصد بيشتر در الفاظ و عبارات كوتاهتر و قابل فهمتر ذكر شوند . زيرا طولانى شدن تصدير يا نشانگر ترس گوينده و يا دليل بدى گفتار است ، مگر آنكه